خرید بک لینک
من لحظاتی تو زندگیم بوده که دوست نداشتم اون لحظه تنها باشم ... دوست داشتم یکی باشه که با گریه خودمو بندازم رو سینه ش ساعتها گریه کنم ... روزایی که هیچی نمی خواستم جز یه بغل ساده ... دوست داشتم فقط خودمو رها کنم انقد گریه کنم تا دلمو بچلونم ... ولی تو سنی بودم که بهم میگفتن عاقل و فهمیده ... ولی من دوست نداشت اون لحظه عاقل باشم فهمیده باشم دوست داشتم خوده شکستم باشم و کسی که اینو بفهمه ... مثل یه  آدم بی تجربه گنهکار کسی که اشتباه میکنه .. زمین میخوره ..  ولی باید همیشه همیشه فهمیده عمل میکردم ... من روزایی بوده که من نبودم ... یه بازیگر بودم ..  من کودکی نیازمند گریه ..  و یه آغوش عمیق بی منت .. که هرگز نیافتم .. هرگز  بایدکسی باشه که روزای تلخ بی کسیت پناهت باشه .. هیچی نه  ...فقط پناه باشه ... امن باشه .. بی ادعا و بی منت باشه و اینکه  از ته ته ته دلش بخوادت .. اینا کم موهبتی نیست تو دنیا که قطعن نصیب هر کسی نمیشه ... ........................................................................................

برچسب: نویسنده: کامران موسوی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1402 ساعت: 14:58

تو اصطلاح پزشکی یه دردی هست به اسم درد شبح یا درد فانتوم ... بیمار تو جایی احساس درد میکنه که دیگه وجود نداره ... تو دستی که قطع شده .. تو پایی که دیگه نیست .. تو انگشتایی که جاشون خالیه ... درد از چیزی که هست نیست ...  از چیزی که نیست هست ... که " از دست دادنش " درد میکنه .. نداشتنش .. فقدانش ... بعضی وقتا جای خالی یه چیزایی تو زندگیت درد میکنه ... که بود.. ولی دیگه نیست .. و این خیلی دردناکه . جایی خوندم دلتنگی مثل شکستگی دنده میمونه .. همه چی ظاهرا سالمه هیشکی نمی بینه ولی نفساس دردناکه و اینو نمیتونی  توضیح بدی به همین غمگینی و تلخی ... لی لی 

برچسب: نویسنده: کامران موسوی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1402 ساعت: 14:58

درد یعنی بزنی دست به انکار خودت ... عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت .. به خدا درد کمی نیست که با پای خودت  بدنت را بکشانی به سر دار خودت  کاروان رد بشود قصه به آخر برسد  بشوی گوشه ای از چاه خریدار خودت  درد یعنی لحظاتی به دلت پشت کنی بشوی شاعر و یک عمر بدهکار خودت  بگذاری برود در پی خوشبختی خود  و تو لذت ببری از غم و آزار خودت  درد یعنی بروی درد سرش کم بشود  بشوی عابر آواره ی افکار خودت  اینکه سهم تو نشد درد کمی نیست ولی  درد یعنی بزنی دست به انکار خودت ... علی صفری 

برچسب: نویسنده: کامران موسوی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1402 ساعت: 14:58

صفحه بندی